الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
77
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
مشاهده كرد كه زير پاى اسماعيل آب ظاهر شده است . به سوى او آمد و با ماسه در اطراف آب مرزى ايجاد كرد و آب را جمعآورى و محصور كرد و اين آب ، زمزم ناميده شد . ( 1 ) در اين هنگام قبيلهء جرهم در ذى الحجاز و عرفات اطراق كرده بودند . هنگامى كه آب زمزم ظاهر شد ، حيوانات و پرندگان به سوى آن مىرفتند . افراد قبيلهء جرهم اين را مىديدند و به طلب آب در پى حيوانات و پرندگان رفتند . آنها مىديدند كه پرندگان در نزديكى زمزم بر زمين مىنشينند . وقتى به آنجا رسيدند ؛ يك زن و كودكش را ديدند كه در سايهء درختچهاى پناه گرفتهاند و چشمهاى براى آنها ظاهر شده است . آنها به هاجر گفتند : تو چه كسى هستى و داستان تو و اين كودك چيست ؟ هاجر گفت : من امّ ولد ابراهيم خليل الرحمن عليه السّلام هستم و اين هم فرزند اوست . خداوند به او دستور داده است كه ما را در اينجا سكونت دهد . آنها به او گفتند : اى زن مبارك ، آيا اجازه مىدهى كه در نزديكى شما اطراق كنيم ؟ ( 2 ) پس در روز سوّم كه ابراهيم به زيارتشان آمده بود ؛ هاجر به او گفت : اى خليل الله ، در اين اينجا قبيلهاى به نام جرهم زندگى مىكنند كه درخواست كردهاند تا در نزديكى ما اطراق كنند . آيا اين را اجازه مىدهى ؟ ابراهيم گفت : بله . پس هاجر به آنها اجازه داد و آنها در نزديكى هاجر خيمه زدند و هاجر به آنها انس گرفت . هنگامى كه براى سومين بار ابراهيم به ديدار هاجر و اسماعيل آمد ، مردم فراوانى را در كنار آنها يافت و به همين علّت بسيار خوشحال شد . افراد قبيلهء جرهم هر كدام يك يا دو گوسفند را به هاجر و اسماعيل هديه كردند تا به وسيلهء آنها زندگى خويش را تأمين كنند . ( 3 ) هنگامى كه اسماعيل به حدّ مردانگى رسيد ؛ خداوند به ابراهيم دستور داد كه كعبه را بنا كند . ابراهيم سؤال كرد : اى خدا ، كعبه را در كجا بنا كنم ؟ خداوند فرمود : در سرزمينى كه در آن قبهاى از نور بر آدم عليه السّلام نازل شد و حرم را برايش روشن كرد . اين گنبدى كه بر آدم نازل شد تا زمان طوفان نوح باقى بود و هنگامى كه دنيا در طوفان نوح غرق شد ، آن گنبد برداشته شد و همه جاى دنيا غرق شد ، مگر مكان كعبه . پس خداوند جبرئيل را فرستاد و او مكان كعبه را براى حضرت ابراهيم مشخص كرد و پايههاى آن را از بهشت فرستاد و حضرت اسماعيل سنگهاى آن را از كوه ذى طوى به آن مكان مقدس حمل كرد . پس ابراهيم كعبه را بنا كرد و ديوارهايش را به اندازهء نه ذراع بالا آورد . قبهاى كه خداوند بر آدم نازل كرده بود ، از برف سفيدتر بود و حضرت ابراهيم آن را از